اصلا هولم حالم دست خودم نیست دیگه فقط میخام برم امروز جمعه است دیروز چهلم اقاجون بود شب که خونشون بودم از کلی کارهام عقب افتادم امروز علیرضا و من تو خونه تنهاییم و خیلی اذیت میکنه زوری یه ناهار درست کردم همش تو دست و پامه گریه میکنه اصلا نمیزاره من به کارام برسم کلی کار هست هنوز ساک نبستم و فردا صبح زود باید بریم
یاحسین بطلب ما را
یاحسین عجیب دلتنگ شدم منی که قرار نبود بیام ولی باز چم شده نمیدونم
همه هم دارند میرند با اینکه یسری مشکلات تو کشور عراق پیش اومده ولی باز همه دارند میرن اینجاست که باز باید بگیم
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
ان شاالله پست بعدی بعد از اومدن از زیارت باشه
تو ,باز ,میکنه ,دارند ,کلی ,اصلا ,ولی باز ,اینکه یسری ,یسری مشکلات ,با اینکه ,میرند با

درباره این سایت